من...
انگار...!
من منتظرم که باغ لیمو بدهد
یک خنده و باز صورتت سیب شود
انگار که موز در تنم می روید
انگار انار در دلم می ترکد
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۴/۰۳ ساعت 10 توسط وهید باقری
نظرات در این وبلاگ نمایش داده نمی شوند