بشر همیشه در آرزوی پرواز بوده.من هم بودم.ولی نه اینطوری که یه طناب ببندی به پای

خودتو از ارتفاع چهل متری بپری پایین !

ولی خب چه میشه کرد.فعلن در دسترس ترین روش اینه که بری ایستگاه اول توچال ،سی و پنج هزار

 تومن وجه بی ارزش مملکت رو بدی و چیزی حدود کمتر از ۱۰ ثانیه حس پرواز و حدودن هفتاد ثانیه هم

معلق بودن رو حس کنی.

 

دفعه ی اولی بود که این کار و میکردم .حدودن چهار ماه درباره ش تحقیق کرده بودم که کجاها میشه این

کارو کرد.خطراتش چیه و چقدر هزینه داره.بالاخره بعد از تحقیقات فراوان به آرزوم جامه ی عمل پوشوندم

و روز پنجشنبه ۱۹ فروردین ۸۹ از سکوی چهل متری بانجی جامپینگ توچال تهران پریدم پایین.

در طول کل سفرم به تهران و حتا تا موقعی که از سازه ی سیزده طبقه ای بالا برم و حتا تا زمانی مازیار

تجهیزاتم رو بست هیچ ترس و استرسی نداشتم.به هیچ وجه.حتا زمانی هم که پایینو نگاه کردم بازم

 نترسیدم.ولی وقتی که شمارش معکوس شروع شد و دیدم واقعن باید بعد از ۵ ثانیه بپرم حقیقتن

ترسیدم.ولی من باید میپریدم.چون الکی نمی پریدم و هدف داشتم.زندگی  خیلی یکنواخت شده

بود  و با خودم هم لج کرده بودم.میخواستم ببینم چقدر شهامت دارم.

بالا که بودم باد و بارون شدیدی شروع شد که دوبار منتظر شدیم که بند بیاد . یادم نمیاد به چی فکر

 میکردم .فقط یادم میاد قبل از اینکه گیت باز بشه مازیار (مربی پرش) بهم گفت پایینو نگاه نکنم.از پایین

 اسممو  اعلام کردن ،شمارش معکوس تموم شد و یه لحظه دیوانگی و بعد سقوط !

 

 

طناب یا در حقیقت کش بانجی از تعداد بسیار زیادی کش ریز ساخته شده و دو نوع داره.یک نوع برای

افراد بالای ۸۰ کیلو و دومی برای زیر هشتاد کیلو ها که من با دومی پریدم.قبل از پریدن وزنتون میکنن.

یه رضایت نامه می نویسد ،امضا میکنید و انگشت میزنید که کسی مارو ننداخته پایین و خودمون

اومدیم بپریم.شما بیمه میشید و

ازتون سوالاتی میکنن که سابقه ی شکستگی ، جراحی و ناراحتی قلبی و ستون فقرات دارید یا نه.

می پرسن که بیست و چهار ساعت گذشته الکل ،مواد مخدر یا هر نوع مسکنی مصرف کردید یا نه.

و اگه این شرایط رو داشته باشید به اضافه ی شهامت یا دیوانگی که فرقی نمیکنه کدموشو داشته

 باشید شما می تونید بپرید.

هزینه ش یه کم زیاده بخصوص که من از تبریز پا شدم رفتم تهران و کلی هزینه ی دیگه هم داشتم

ولی یه تجربه ی فوق العاده که واسه ی من خیلی چیزا داشت.پرش های بعدی رو هم حتمن جز برنامه

هام دارم.

شعر و شاعری و این قضیه ها زیاد دخیل نبود ولی فکر میکنم منبع خوبی برای الهام باشه !

باید از دوست خوبم میثم تشکر کنم که کلی زحمت کشید .فیلمبردار ماجرا هم میثم بود.فیلمش

 حدودن ۴۶ مگ میشه که فعلن نمیتونم تو وبلاگ بزارم ولی حتمن این کارو میکنم.نکته ی دیگه هم

اینه پدر و مادرم هم خبر ندارن که من چنین کاری کردم!امیدوارم عکس العمل ها چندان احساسی

نباشه !