در ...
بمناسبت تبی که ولم نمی کرد!!!
:
در این دم آخری که من می میرم
فهمیده که از آمدنش دلگیرم
با دسته گلی آمده به دلجویی
مرگی که همیشه گفته بی تقصیرم
***
من تاب ندارم اینکه برگی آرام
بی زحمت باد یا تگرگی آرام...
این زجر که می کشم حسودم کرده
حتا به درخت ها که مرگی آرام...
