با...
با طعنه:وهید هم خراباتی شد
با هرزگی شهر دلش قاطی شد
حالا همه اهل روستا باخبرند
"در شهر به من پیشنهاداتی شد"
با طعنه:وهید هم خراباتی شد
با هرزگی شهر دلش قاطی شد
حالا همه اهل روستا باخبرند
"در شهر به من پیشنهاداتی شد"
نسبيت و ديگر هيچ!!!
راست من
چپ تو
چپ تو
راست من
نسبيت گيجم مي كند عزيزم
وسط من
وسط تو
بيا مطلق باشيم
امروز چهارشنبه 18ارديبهشت 87
مراسم بزرگداشت نزار قباني
-شاعر بزرگ سوري-
در دانشگاه تبريز برگزار شد.
شعر خواني به زبان عربي
-توسط يك دانشجوي سوري تبار-
و فارسي
و نوازش پيانو و گيتار همراه بود.
جلسه ي نسبتن آبرومندانه اي بود.
از عربي كه چيزي نفهميديم ولي فارسيش را خيلي بد ميخواندند
ميخواستند با احساس بخوانند ولي...
و اما شعر هاي قباني كه هر چند با ترجمه اي
خام خوانده مي شد اما زيباييهايش از چشم دور نمي ماند.
شاعري كه زن و وطن در شعرش جريان دارند.
هر انسان ...
با خاک هماغوش شدی میفهمی
از حرف پر و گوش شدی میفهمی
درد دل یک کتاب را در قفسه
هر وقت فراموش شدی میفهمی