تبليغاتX
یکی مثل خودم

 

 

اخبار گفت شهر شما امن و راحت است

من باورم نمی شود اخبار هیچوقت...

 

     زنده یاد نجمه زارع

***

 

امید من به توست

شاید تو بتوانی در روزگار بهتری زندگی کنی

درخت کوچک گردو

 

***

 

( حیف

حیف

که جیب ظرف زمان نیست

تا روزهایم را نگه دارم

و در روزگار بهتری خرج کنم   )

***

 

گریه

گریه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 18  توسط وهید باقری  | 


 

 

نتوانستم قهرمانت باشم

و مثل شیری

سپور را که از سر زباله ها شوتت کرد

بدرم

نتوانستم ...

امروز می روم محله ی سگها

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت 18  توسط وهید باقری  | 


 

 

روزها جدایی

و شب ها با هم

من و پلنگ تنهای روی پتو

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 23  توسط وهید باقری  | 


 

 

سوپر مارکت یعنی چه؟

کافی نت دیگر چیست؟

فست فود؟

ای ساربان

گمانم اشتباه آمده ایم!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/06ساعت 16  توسط وهید باقری  | 


 

 

 

 هر که با پیچ جاده ی هستی پیچید یعنی زنده

و هر که پشت کرد به عادت خوابیدن با یک مرد یعنی ج...

چه بازی خطرناکی است بازی کلمات

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 10  توسط وهید باقری  | 


 

بازم !

 

تا کی سر تخت توی بیمارستان

هی تف بکنم به روی بیمارستان

یک روز خلاص می شوم یا باید

عادت بکنم به بوی بیمارستان؟

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 14  توسط وهید باقری  |